تبليغاتX
حلقه به گوش
 
 


اشعار آیینی محمد حسین رحیمیان

از زمین تا ثریا

حرفی از غصه ها و غم ها نیست

اضطرابی میان دنیا نیست

مثل امشب ، شبی از این شبها

این قدر با صفا و زیبا نیست

بی پناه و فقیر و مسکینی

از زمین تا خود ثریا نیست

آمدی و ستاره باران شد

دیگر امشب خدیجه تنها نیست

آمده آسمان به پا بوست

به گمانم برای ما جا نیست

غیر این که شده پذیرایت

افتخاری برای دنیا نیست

رد پایت به خاک پیدا شد

تازه دنیا شبیه دنیا شد

هیچ کس از تو مهربان تر نیست

تو نباشی خدیجه مادر نیست

آمدی و حرامیان دیدند

حضرت آفتاب ابتر نیست

از جهنم شود جهنم تر

در بهشتی که حوض کوثر نیست

به گمانم علی بدون شما

مرد مشکل گشای خیبر نیست

مثل تو بانویی  در این دنیا

دلبخواه کنیز و نوکر نیست

غیر خاک قدومتان خانم

هیچ خاکی امیر پرور نیست

من کجا و تو و عنایاتت

کرده دیوانه ام کراماتت

عرش یعنی مقام بالایت

جنت مرکزی کف  پایت

هست آهنگ دلنشین خدا

ربنای نماز شبهایت

نشنیده کسی در این عالم

دلرباتر  ز نام زهرایت

معجزات پیمبری دارد

گوشه ای از نگاه اسمایت

جز علی دل نمی دهی به کسی

چقدر رفته ای به بابایت

هدیه تو به ساکنان زمین

یازده تا جناب عیسایت

من اسیرم اسیر آزادت

سر و جانم فدای اولادت

ای پناه گره گشای حسین

حضرت منتهی الرجای حسین

بوده در هر زمان و  هر جایی

نام نورانی ات عصای حسین

منشاء مهربانی ارباب !

هست مدیون تو و فای حسین

لقبت شد غروب روز دهم

حضرت هاجر منای حسین

کشته ما را « غریب مادرِ» تو

روضه خوان  سر جدای حسین

التماس دعا ، دعای فرج

زائر پنج شنبه های حسین

ای امید قبیله سلمان

پسرت را به داد ما برسان



:: موضوعات مرتبط: حضرت زهرا (س)
نویسنده : محمد حسین رحیمیان
تاریخ : شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
رفتی شکست ...

با عرض معذرت از تمام بچه های حضرت زهرا (س) مخصوصا امام زمان(عج) :

لرزه نشسته است به دست دعای تو

شد سر به زیر پیش همه مرتضای تو

حال تو بست دست مرا آن طناب نه

حالم گرفته است زحال و هوای تو

از داغ های هم من و تو پیر گشته ایم

تو می شوی فدای من و من فدای تو

دراین سه ماه زینبمان آب رفته است

از بس گرفته روزه برای شفای تو

گفتم بیا به خاطر من پشت در نرو

رفتی شکست قلب من و دنده های تو

بانوی من جوانی من زندگی من

از خانه ام نرو که نیفتم به پای تو

دارد ز آسمان ملک الموت می رسد

کم می شود زشهر مدینه صفای تو



:: موضوعات مرتبط: حضرت زهرا (س)
نویسنده : محمد حسین رحیمیان
تاریخ : سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391
قصد خیانت

در سرش خیره سری فکر خیانت دارد

دست سنگین کسی میل جنایت دارد

یک نفر نیست بگوید مزن این قدر لگد

پشت در حضرت زهراست خجالت دارد

همه جز چند نفر بنده شیطان شده اند

میخ در هم به علی قصد خیانت دارد

دود از چادر زهرا به ثریا رفته

آسمان باز از این خاک شکایت دارد

فاطمه سوخت ولی باز دم از حیدر زد

شیعه شیر خدا غیرت و همت دارد

این که این گونه تن فاطمه را لرزانده

عقده از واقعه عید ولایت دارد

سوخت در تا که به قنفذ برسد سهمیه ای

چه قدر خانه خورشید کرامت دارد



:: موضوعات مرتبط: حضرت زهرا (س)
نویسنده : محمد حسین رحیمیان
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391