اعتبار انسان

 

باز دنیا پیاله باران شد

تا خدا پرکشیدن آسان شد

آمد از ره پدر بزرگ رضا (ع)

دل ما راهی خراسان شد

کوری چشم  دشمنان علی(ع)

پسری حیدری نمایان شد

آمد عالیجناب فقه و اصول

روضه ها صاحب سخنران شد

مکتب آسمانیش امروز 

بانی انقلاب ایران شد

مو سفید و خمیده قامت شد

تا دل گبر ما مسلمان شد

سخنان فصیح و روشن او

باعث اعتبار انسان شد

هر کجا حرف علم او آمد

دشمن شیعه رفت و پنهان شد


.....قطره ای از فرات نوشید و

کربلایی شد و پریشان شد

پدرش تا که آب زد به لبش

یاد شش ماهه کرد و گریان شد

حسرت این خبر به دل مانده :

«صحن تاریک او چراغان شد»

در وطن هم غریب و مظلوم است

شهر او پایگاه شیطان شد

سلام بر حسن غریب سامرا



لبریز شد از این همه غم صبر دل ما

این جاست زمین یا سند غربت مولا ؟

ای  بت شکن فاطمه بردار تبر را

مردیم ز بی گنبدی قبر حسن ها


دفتر خاطرات

جانشین غریب مولا بود

پسر مهربان زهرا بود

یل بی های و هوی صفین و

شیر بی ادعای دنیا بود

گاه طوفانی و گهی ساکت

گاه مجنون و گاه لیلا بود

کرمش بر سگ محله رسید

چه قدر مهربان و آقا بود

....خانه اش شهر کوفه ای شده بود

بی سپاه و غریب و تنها بود

گشت مسموم کینه های جمل

تیر باران فتنه های جمل

ربنای نماز او مادر

حاجت او نیاز او مادر

چاره ساز تمام دنیا اوست

در عوض چاره ساز او مادر

پاره ای از وجود فاطمه است

همه فخر و ناز او مادر

در میان تمام این دنیا

شده محرم به راز او مادر

وسط کوچه ها مگر چه شده

که شده روضه ساز او مادر

دفتر خاطرات این آقا

شد کتاب مصیبت زهرا