یا اول المظلوم یا امیرالمومنین

ای ولی نعمت من، دلبر و دلدار علی


می زند هر نفسم نام تو را جار علی


هیچ کس جز تو مرا نیست خریدار علی


کمکم کن بشوم میثم تمار علی


آمدم کار مرا باز تو راه اندازی


وقت آن است به این بنده نگاه اندازی



از تو یک عمر فقط لطف و محبت دیدم


یا علی گفتم و یک عالمه رحمت دیدم


دم به دم بر سر این سفره عنایت دیدم


از غلامان تو آن قدر کرامت دیدم


معجزه می کند آنکه به تو وابسته شود


به محب تو محال است دری بسته شود



وای از غصه جانسوز جدایی نجف


نرود از دل من میل گدایی نجف


منم آقا همه ایام هوایی نجف


مردم از دوری ایوان ِطلایی نجف


کاش من صحن تو را با مژه جارو بکشم


سحری در حرمت از ته دل هو بکشم

 

بقیه شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بک یا الله

وقت خوش دعا شده، دست مرا بگیر


درهای خیر وا شده دست مرا بگیر



کرده جواب، هر کس و ناکس مرا خدا


این درد بی دوا شده، دست مرا بگیر



این التماس هام به جایی نمی رسد


بی رنگ این حنا شده، دست مرا بگیر



مثل قدیم از تو خجالت نمی کشم


این بنده بی حیا شده، دست مرا بگیر

 


قربانی گناه شد اخلاص سابقم


قلبم پر از ریا شده، دست مرا بگیر



بی آبرویی ام علنی شد، نشانه اش


دوری کربلا شده، دست مرا بگیر



جان همان که با لب تشنه دم غروب


سر از تنش جدا شده، دست مرا بگیر