به مناسبت ولادت امام رضا

به نام قبله ایرانیان به نام حرم


به نام خادم و جاروکش و غلام حرم


به نام پنجره فولاد و لطف بسیارش


به نام این همه خیر علی الدوام حرم

به نام هر که حسادت کند به اقبال ِ


کبوتران بهشتی روی بام حرم


کسی نبود که ما را دهد پناه اما


هزار مرتبه قربان این مرام حرم


فدای میکده ی ما تمام میکده ها


هزار سال گذشت و پر است جام حرم


هزار رنگ عوض کرد روزگار اما


حرم به این همه وسعت ندیده این دنیا

 

بقیه شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

به مناسبت ولادت امام رضا

بی قرار و خراب سلطانم


مست مست شراب سلطانم


من یکی از هزار مدیونه


کرم بی حساب سلطانم


داده ام یک سلام و باز امشب


من خمار جواب سلطانم


نوکر خانه اباصلت و


بندگان جناب سلطانم


دوره گرد قدیمی صحنه


کوثر و انقلاب سلطانم


زنده ام زیر سایه کرمش


خوش به حال مجاور حرمش

بقیه شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

یا ام المومنین

نذر ام المومنین

ما سائل لطف فراوان خدیجه


از کودکی خوردیم از نان خدیجه


در راه دین داده همه دار و ندارش


اسلام شد مدیون احسان خدیجه


خرج مسلمانی ما هستی او شد


پس هر چه ما داریم قربان خدیجه


در راه اهل بیت هر کس خرج کرده


فردای محشر هست مهمان خدیجه


جور دگر شد دستگیر ما پیمبر


هر جا قسم خوردیم بر جان خدیجه


شکر خدا هستیم امشب روضه خوانش


شکر خدا هستیم گریان خدیجه


دلشوره دارد یاد فرداهای زهرا


ابر بهاری گشت چشمان خدیجه


انگار دیده آتش و دیوار و در را


غم های زهرا برده سامان خدیجه


ای وای از روزی که با پهلوی زخمی


زهرا شود در عرش مهمان خدیجه


.....


نیمه شبی در خانه خولی نامرد


صد پاره می گردد گریبان خدیجه

یا صاحب الزمان

دریاب این حال بد دنیای ما را


بی تو گرفته دلهره دل های ما را


ای کاش هر کس هم نشینت هست امشب


خالی کند در محضر تو جای ما را


هستیم کمتر یاد تو چون که گرفته


بار گناه و معصیت تقوای ما را


بی خود به دنبال کس دیگر نباشید


کم دارد این عالم فقط آقای ما را


یک روز می آید که این عالم ببیند


بین الطلوعین شب یلدای ما را


ممنونم از این قدر لطفت باز کردی


در روضه های فاطمیه پای ما را

نذر حضرت صدیقه

ای مقام تو فراتر ز همه باورها


مادر اهل یقین سایه ی بالاسرها


همه مدیون تو هستند الهی مادر


سایه ات کم نشود از سر این نوکرها


هر کسی واژه یا فاطمه را یاد گرفت


نشود تا به ابد بسته به رویش درها


ریشه در حرمت بسیار تو دارد بانو


احترامی که گرفتند همه مادرها


برکت داد به نسل تو خدای عالم


تا شود کور دو چشم همه ی ابترها


قبله ی ام بنینی و رباب و زینب


الگوی قاسم و عباس و علی اکبرها


خاک پای حسنینت همه صاحب نفسان


به تو دارند ارادت همه پیغمبرها


من ازین سوختنت پای علی فهمیدم


فاطمه هست فقط یاور بی یاورها


پشت در یک تنه تو محشر کبری کردی


محسنت شد سپرت جای همه لشکرها


آتش لات و هبل بال و پرت را سوزاند


آب شد تا به ابد قلب علی محورها


نا خود آگاه شود ناله ما وا اماه


تا که مسمار ببینیم به روی درها


حرف مسمار سد و باز نفس بند آمد


باز هم لرزه نشسته به همه پیکرها


آنکه از مادر این قوم خجالت نکشید


الگوی شمر شده و خولی و خیره سرها


روضه چادر خاکی تو را زینب خواند


کربلا ، نیمه شب غارت آن معجرها

تقدیم به ساحت مقدسه مادر سادات

صاحب نفسان خاک در حضرت زهرا


محتاج دعای سحر حضرت زهرا


چون فضه و اسما همه شب گرم طواف است


جبریل امین دور سر حضرت زهرا


من معتقدم شعبه ای از عرش الهی است


آنجا که بیفتد نظر حضرت زهرا


ای کاش که باشیم فقط یک شب جمعه


در کرببلا همسفر حضرت زهرا


دارد به دلش هول و ولا ضد ولایت


تا چادر خاکی است سر حضرت زهرا


در پیش دو چشمان علی و حسنینش


خون کرد مغیره جگر حضرت زهرا


هستند چهل بی سر و پا متهمانِ


آتش زدن بال و پر حضرت زهرا


غم بیشتر از این ؟ که علی خانه نشین شد


تا شد ، ز خجالت کمر حضرت زهرا

مناسبت ایام فاطمیه

یک تنه دارم دارم درین غوغا هوایت غم نخور


سخت دلتنگم برای خنده هایت غم نخور


من به جای آن همه مشکل گشاییت از رسول


در دل آتش شدم مشکل گشایت غم نخور


نذر یک موی تو کردم محسنم را یا علی


مجتبی زینب حسین من فدایت غم نخور


حال و روزت قاتل زهرا شده مسمار نه


با تنی مجروح می افتم به پایت غم نخور


جای قومی که تو را بر حیله شیطان فروخت


در میان قلب زهرا هست جایت غم نخور


داده ام در کوچه ها من کار ها یاد حسن


می شود او در نبود من عصایت غم نخور


خم به ابرویت نیاور در شب تدفین من


زیر تابوت من ای شاه ولایت غم نخور

این المنتقم

تقدیم به شیخ نمر

 

ما بر تو و استقامتت می نازیم

 

والله هلاک این چنین پروازیم

 

روزی که بقیع را گرفتیم ای شیخ

 

یک صحن فقط به نام تو می سازیم

 

*******************************

 

روح تو کنار فاطمه مهمان است

 

تاریخ ز ماجرای تو حیران است

 

لعنت به زمانه ای که یار تو نشد

 

رفتی و بقیع همچنان ویران است

 

*******************************

 

ما درس ز شاه کربلا می گیریم

 

ما را بکشید باز پا می گیریم

 

با شیخ نمر قول و قراری داریم

 

از آل سعود مکه را می گیریم

به مناسبت شهادت امام رضا

ما فقیران حسینیم و گرفتار رضا

سینه زن های حسینیم و بدهکار رضا

کاسه لیسان حسین و سگ دربار رضا

مستمندان حسین و سر بازار رضا

 

تا قیامت همگی رعیت سلطان هستیم

شکرلله که در خدمت سلطان هستیم

 

آخرین چاره ما پنجره فولاد رضاست

صحن نو مروه ی ما صحن گوهرشاد صفاست

حرمش سنگ صبور دل بیچاره ماست

کاظمین و نجف و سامره و کرببلاست

 

غم ندارد دل ما ضامن آهو داریم

هرچه داریم درین زندگی از او داریم

 

 بقیه شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

شهادت امام حسن علیه السلام

عمری در آشیان غریب مدینه ایم


ما از فدائیان غریب مدینه ایم


ما را صدا زنید نمک گیر مجتبی


مدیون لقمه نان غریب مدینه ایم


هستیم اگر گدای حسین ،زیر منته


الطاف بی کران غریب مدینه ایم


این افتخار ماست فقط زیر سایه ی


دستان مهربان غریب مدینه ایم


سالی یکی دو روز کفایت نمی کند


هر روز میهمان غریب مدینه ایم


ذکر حسن به ما پر پرواز می دهد


مرغان آسمان غریب مدینه ایم


زهرا ، علی ، حسین دعاگویمان شوند


وقتی که روضه خوان غریب مدینه ایم


خانه خراب غصه ی این قبر خاکی و


بی شمع و سایبان غریب مدینه ایم

السلام علیک یا جعفر بن محمد

آتشی باز فراهم شده و بر در خورد


دست زهرا وسط عرش به روی سر خورد



بی عبا بود که در کوچه کشیدند او را


پسر حضرت حیدر به غرورش بر خورد



چند باری پی مرکب نفسش بند آمد


چند باری وسط کوچه زمین، با سر خورد



به همه اهل جهان موی سفیدش می گفت:


چه قدر خون دل از کینه ی این لشکر خورد



داشت با آن همه اندوه، تجسم می کرد


غصه هایی که در این شهرِ بلا، حیدر خورد

 


بی قرار است چرا او؛ نکند تازه شده


داغ آن ضربه ی آنروز که بر مادر خورد



خانه ی سوخته اش ارثیه از خیمه گه ِ


کشته ای بود که بر حنجره اش خنجر خورد

یا اول المظلوم یا امیرالمومنین

ای ولی نعمت من، دلبر و دلدار علی


می زند هر نفسم نام تو را جار علی


هیچ کس جز تو مرا نیست خریدار علی


کمکم کن بشوم میثم تمار علی


آمدم کار مرا باز تو راه اندازی


وقت آن است به این بنده نگاه اندازی



از تو یک عمر فقط لطف و محبت دیدم


یا علی گفتم و یک عالمه رحمت دیدم


دم به دم بر سر این سفره عنایت دیدم


از غلامان تو آن قدر کرامت دیدم


معجزه می کند آنکه به تو وابسته شود


به محب تو محال است دری بسته شود



وای از غصه جانسوز جدایی نجف


نرود از دل من میل گدایی نجف


منم آقا همه ایام هوایی نجف


مردم از دوری ایوان ِطلایی نجف


کاش من صحن تو را با مژه جارو بکشم


سحری در حرمت از ته دل هو بکشم

 

بقیه شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

بک یا الله

وقت خوش دعا شده، دست مرا بگیر


درهای خیر وا شده دست مرا بگیر



کرده جواب، هر کس و ناکس مرا خدا


این درد بی دوا شده، دست مرا بگیر



این التماس هام به جایی نمی رسد


بی رنگ این حنا شده، دست مرا بگیر



مثل قدیم از تو خجالت نمی کشم


این بنده بی حیا شده، دست مرا بگیر

 


قربانی گناه شد اخلاص سابقم


قلبم پر از ریا شده، دست مرا بگیر



بی آبرویی ام علنی شد، نشانه اش


دوری کربلا شده، دست مرا بگیر



جان همان که با لب تشنه دم غروب


سر از تنش جدا شده، دست مرا بگیر

 

به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها

این زندگی بی عاشقی معنا ندارد


ای وای بر آنکه دل شیدا ندارد


هرکس که اینجا شهرتش عاشق نباشد


روز قیامت نامه اش امضا ندارد


آن که عبادت کرده اما بی محبت


جایی میان عالم بالا ندارد


آن قدر دین آمد که گوید ایها الناس


بیچاره آن که حضرت زهرا ندارد


هر کس نگفته فاطمه، روز قیامت


بر لب نوایی غیر واویلا ندارد


هر جاست حرف فاطمه آنجا بهشت است


والله این دنیا و آن دنیا ندارد


بدبخت آن که نیست زهرا مادر او


باید بسوزد در جهنم پیکر او

 

بقیه شعر در ادمه مطلب

چه افتخار بزرگی گدای فاطمه ایم

چه افتخار بزرگی ، گدای فاطمه ایم


همیشه ملتمسین دعای فاطمه ایم


چه خوب شد که غلام وفای  فاطمه ایم


مقلدان ره فضه های فاطمه ایم


تمام عمر نشستیم زیر پرچم او


همیشه روی لب ماست اسم اعظم او



خدا به خاطر او داده است ما را جان


به لطف حضرت زهرا شدیم با ایمان


رسیده خیر کثیرش به جمع ما هر آن


اگر نبود ، نبودیم حیدری الآن


هوای حیدریون را همیشه دارد او


رویم سمت جهنم؟! نمی گذارد او

بقیه شعر در ادامه مطلب

به مناسبت میلاد حضرت زینب کبری (س)

به نام آنکه به ما داد، درس ایمان را

همان که زندگیش زنده کرد انسان را

همان که بر همگان درس عاشقی آموخت

ز دست لیلی و مجنون گرفت میدان را

به نام نامی آن بانویی که با زحمت

نشاند بر لب عالم دم حسین جان را

اگر نبود نبودیم نوکران حسین (ع)

میان سفره ی ما او گذاشت این نان را

همان کسی که همیشه حکایت صبرش

صبور کرد دل مادر شهیدان را

به نام آن زن مرد آفرین کرببلا

همان که از دل ما برد ترس طوفان را

 

کجاست دشمن شیعه حریف می طلبیم

مرید  حضرت زینب عقیله العربیم

 

 بقیه شعر در ادامه مطلب

یا علی بن ابیطالب

نام ما را بنويسيد پريشان علي


شيعه مملکت و خطه ي سلمان علي


همه شب سفره ما پر شده با نان علي


کار زهراست که هستيم مسلمان علي


سالياني است که مسکين و فقير نجفيم


پادشاهيم ,غلامان امير نجفيم

شاه ما صاحب لوح و قلم است اي مردم


مهربان است خداي کرم است اي مردم


مونس لحظه ي شادي و غم است اي مردم


از علي هر چه بگوييم کم است اي مردم


ما کجا مدح علي,هرچه بگوييم خطاست


مدح او کار خداوند و نبي و زهراست

اوهمان است که مانند خدايش يکتاست


مثل او نيست نگرديد علي بي همتاست


ذکر خيرش همه دم بر لب اهل بالاست


يک تنه صاحب هر معجز پيغمبر هاست


عالمي حسرت يک لقمه نانش دارد


آسمان تکيه به دست پسرانش دارد


بقیه شعر در ادامه مطلب

برای ام المومنین حضرت خدیجه (س)

 

زير باران رحمتم امشب


گرم عرض ارادتم امشب


مثل هر شب منم نمک گيرت


باز مهمان هيئتم امشب


روضه خوانت شدم خدا را شکر


داده اي تو لياقتم امشب


شأن تو نيست نوکرت گردم


فاطمه کرده دعوتم امشب


مي شوم خادم عزادارت


با تمامي قدرتم امشب


کم برايت گذاشتم عمري


سخت غرق خجالتم امشب

 

مادر مهربان حلالم کن


جان صاحب زمان حلالم کن


 اي همه افتخار پيغمبر


اولين بي قرار پيغمبر


مي رسد ريشه اش به تو بانو


جود ايل و تبار پيغمبر


تو چه کردي که اين چنين شده اي


همه دار و ندار پيغمبر


چه کسي مثل تو در اين عالم


هستي اش شد نثار پيغمبر


به خدا مايه ي مباهاتيد


تو و حيدر کنار پيغمبر


عضوي از خانواده ات شده است


هر کسي گشته يار پيغمبر


شاعر تو شده رسول خدا


اين مثلک,خديجه الکبري


بي تو از چشم ها حيا افتاد


بي تو پيغمبرت ز پا افتاد


علي و فاطمه غريب شدند


بي محلي به کعبه جا افتاد


خوب شد رفتي و نديدي تو


خانه اي بين شعله ها افتاد


وسط کوچه ها ميان طناب


دست هاي گره گشا افتاد


يادگارت نفس نفس مي زد


لرزه بر جان مرتضي افتاد


کودکي پير مرد شد مادر


فاطمه روي خاک تا افتاد


کاش مي شد حسن زند فرياد


گوشواره روي زمين افتاد

 

کجایی عباس ...

صلی الله علیک یا ام البنین (س)


دل من خسته ز غم هاست کجایی عباس 

مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس 

مثل هر روز در این خانه دوباره پسرم

روضه شرم تو برپاست کجایی عباس 

مثل هر روز منم فاتحه خوانت مادر

دلم از داغ تو غوغاست کجایی عباس 

سائلت آمده تا خرجیِ سالش گیرد 

نا امید از همه دنیاست کجایی عباس

کاش امروز سرم بر روی زانوی تو بود 

مادرت بی کس و تنهاست کجایی عباس 

 ***

من شنیدم که شده فرق تو هم مثل علی 

چشمم از داغ تو دریاست کجایی عباس 

من شنیدم روی تل زینب کبری گفته 

شمر بالا سر آقاست کجایی عباس 

واشده روی همه در سرِ این ها فکر ِ

غارت خیمه ی زن هاست کجایی عباس 


روضه کوچه

منم که جان به لبم در میان کوچه رسید

زخاطرات کبودم زمین به خود لرزید

زبانم آمده بند از جنایت آن روز

سیاه شد همه کوچه هلال غم تابید

«خدا به خیر کند» ذکر مادرم شده بود 

رسید آنکه ز قهر خدا نمی ترسید

به جرم اینکه به سینه زدیم سنگ علی (ع)

شدیم در وسط کوچه ی بلا تهدید

نکرد شرم و حیایی ز مادرم زهرا 

قباله را ز دو دستش چه ظالمانه کشید

هنوز در دل او کینه های خیبر بود

گل رسول خدا را به ضرب سیلی چید 

ز خاطرم نرود بین کوچه ها نامرد 

به اشک های من و حال مادرم خندید

چه ارتباط عجیبی است بین این کلمات 

کشیده ، چادر خاکی ، غرور ، موی سفید 

قسم به حرمت مادر اگر که اذنش بود

نداشت کار ، قلم کردن ِ دو دست پلید 

مرا به روز قیامت ، غمی که هست این است

که روی قاتل مادر دوباره باید دید *



* مرا به روز قیامت غمی که هست این است / که روی مردم دنیا دوباره باید دید (صائب)


آه از ماجرای فاطمیه

من و حال و هوای فاطمیه

زنده هستم برای فاطمیه


روز اول نوشت حضرت حق

نام من را گدای فاطمیه


شده ام  کربلایی از لطف

خیمه های عزای فاطمیه


آن قَدَر نا امید مثل من

شده حاجت روای فاطمیه


عید نوروز جای خود دارد

همهْ عمرم فدای فاطمیه


کاش روزی شوم شبیه حسن

پیر از ماجرای فاطمیه


روی قبرم نوشتم از الآن

کشته ی روضه های فاطمیه


وای از بی وفاییِ مسمار

آه از ماجرای فاطمیه



مادرم را چهل نفر کشتند

وسط شعله , پشت در کشتند


ناگهان آسمان پریشان شد

بی کسی علی نمایان شد


خطبه های غدیر رفت از یاد

یک مدینه غلام شیطان شد


کاش می شد نوشت ای مردم

آتش این بار هم گلستان شد


عده ای آمدند با هیزم...

کعبه در پشت دود پنهان شد


درِ این خانه سوخت در  آتش؟!

یا شکسته ؟ حسین حیران شد


فاطمه مادر شهید شد و

چشم فضه چو ابر باران شد


دست خیبر گشا میان طناب

دست زهرا کبود و بی جان شد


وسط کوچه ها یهودی شهر

به خودش آمدو مسلمان شد


از غریبی حیدر و زهرا

عرش و فرش و مدینه لرزان شد


هر چه ما می کشیم از اینجاست

کوچه بنیانگذار کرببلاست


به مناسبت ولادت حضرت زینب (س)

دوباره اشک های شوق جاری

زمین و مستی و دل بی قراری

هوا بد جور گردیده بهاری

شده غم از همه عالم فراری

نشسته خنده بر لب های مولا

خدا داده است زهرایی به زهرا


به کوری همان که هست ابتر

دوباره آمد از فردوس کوثر

شده کار گدای شهر بهتر

دوباره مجتبی گشته برادر

پریده عشق امشب باز از خواب

رسیده لیلی و مجنون ارباب


منم بیچاره و رسوای زینب

مرید منطق والای زینب

نمی از قطره دریای زینب

به اذن حضرت سقای زینب :

حسینی مذهبم الحمدلله

غلام زینبم الحمدلله


بقیه شعر در ادامه مطلب

هر که شد خادم تو مرجع تقلید شود

به مناسبت شهادت حضرت معصومه (س)


ما گدایان قم و شهر خراسان هستیم

عاشق  و دربه در و بی سر و سامان هستیم

خاک زیر قدم ذریه ی زهراییم

نسل در نسل همه نایب سلمان هستیم

نوکر حلقه به گوشیم همه می دانند

خاکبوسان دَر ِ بیت کریمان هستیم

سائل طایفه ی حضرت کاظم شده ایم

فاطمه کرده نظر،  شیعه ایران هستیم

عاقبت ، عاقبت ما بشود ختم ِ به خیر 

حاجیان حرم خواهر سلطان هستیم

کفتر مشهد و قم شد دل آواره ی ما

زینب ضامن آهوست همه کاره ی ما


بقیه شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

به مناسبت شهادت حضرت رقیه (س)

دیگر افتاده ز پا  فاطمه ی لشکر تو

 رو به قبله شده از دوری تو دختر تو

 

آن قدر ناله زدم از تهِ دل ای بابا

 تا شبی جانبِ ویرانه بیاید سر تو

 

نگرانم ! نکند عمه زمین گیر شود ؟

 زنده ام تا که نمیرد ز غمم خواهر تو

 

کاش این آخر عمری بشود روزی من

 تا که بوسه بزنم روی رگ حنجر تو

 

دارم از این همه مظلومی تو می میرم

 من شنیدم که ندارد کفنی پیکر تو

 

زیر پا رفت پَرَم تازه پدر فهمیدم

 ته گودال چه دیدی و چه آمد سر تو

 

ساربان گوشه ی بازار نشسته هر روز

 می زند چانه سَرِ قیمت انگشتر تو


آمدی و شب سیاه من ....

به مناسبت شهادت امام باقر (ع)

باز روزی ما غم است آقا

اشک با دیده محرم است آقا

فرصت گریه با امام زمان

باز امشب فراهم است آقا 

پای آن غصه ها که خوردی تو

من اگر جان دهم کم است آقا

تو عزادار کربلا هستی

تا که این عالم ،عالم است آقا

آری آری شب عزای شما

پیشواز محرم است آقا 

تا قیامت به پیش چشمانت

رأس بر نی مجسم است آقا

چشم تو یاد کربلا دریاست

همه ی روزهایت عاشوراست


بقیه ی شعر در ادامه مطلب


ادامه نوشته

به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام

بازهم بی کسی یک آقا

باز هم ماحرای دست و طناب

پیش چشمان آسمانی ها

باز شهر مدینه گشته خراب

باز هم زنده شده در این کوچه

قصه ی تلخ آتش و خانه

خودشان را به زور جا کردند

شعله ها روی بال پروانه

آبرو دار این دیار چرا ؟

شده بی تکیه گاه و بی یاور

نا نجیبانه سوی او آمد

بی کسی و غریبی حیدر

پیرمرد قبیله شد هدفِ

آتش و تازیانه و تهدید

مَرد ها مرده اند در این شهر

به غریبیش دشمنش خندید


بقیه شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

به مناسبت ولادت کریم آل الله

ما را نوشته اند برای گدا شدن

کوچک شدن فقیر شدن خاک پا شدن 

داده به ما غلامی اولاد فاطمه

ظرفیت طلا شدن و کیمیا شدن

این نوکریِ محض، می ارزد به نعمتِ

آدم شدن ،بزرگ شدن، با خدا شدن

گشتیم زنده از علی و خانواده اش

امّید ما حسین و حسن را فدا شدن

هرگز به کار خلق دخالت نمی کنیم

ما را بس است خاک درِ  مجتبی شدن

ما مست مست قطره ای از حوض کوثریم

دیوانگان لطف ولیعهد حیدریم

بقیه ی شعر در ادامه مطلب


ادامه نوشته

به مناسبت ولادت امام حسین

عشقی است در میان دل ما که کیمیاست

این عشق این جنون همه ی آبروی ماست

روزی ماست نوکری خوب خانه ای

آقای ما کریم و جوانمرد و باوفاست

ما در بهشت هم همه دنبال هیئتیم

جنت بدون روضه ی ارباب بی صفاست

سر می دهیم و منت مردم نمی کشیم

هستیم سائلان حسین تا خدا خداست

شکر خدا حسین شده زندگی ما

شکر خدا که در دل ما عشق کربلاست

جای گلایه نیست که تکفیر می شویم

«داریم با حسین حسین پیر می شویم »

بقیه شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

یا زینب

السلام علیک یا زینب

ای کاش بمیرم و نبینم روزی

توهین کسی به بارگاهت خانم

نذر حضرت ام البنین

فداءً للحسین

قدم اگر خمید ، فدای سر حسین

جانم به لب رسید ، فدای سر حسین

ام البنین سابق این شهر عاقبت

شد مادر شهید ، فدای سر حسین

یک چند وقتی است در این شهر هیچ کس 

لبخند من ندید ، فدای سر حسین

هر جمله بشیر مرا پیر کرده است

مویم شده سفید ، فدای سر حسین

گلچین چهار تا گل گلخانه مرا

چه وحشیانه چید ، فدای سر حسین

هر شب به یاد عمر کم ناز دانه ها

اشکم به رخ چکید ، فدای سر حسین

هر شب به یاد تشنگی کودک رباب

خواب از سرم پرید ، فدای سر حسین

عباس پاسبان حرم شد به جای من

دستش اگر برید ، فدای سر حسین

گویند جا شده به مزار محقری

آن قامت رشید ، فدای سر حسین