یک تنه دارم دارم درین غوغا هوایت غم نخور


سخت دلتنگم برای خنده هایت غم نخور


من به جای آن همه مشکل گشاییت از رسول


در دل آتش شدم مشکل گشایت غم نخور


نذر یک موی تو کردم محسنم را یا علی


مجتبی زینب حسین من فدایت غم نخور


حال و روزت قاتل زهرا شده مسمار نه


با تنی مجروح می افتم به پایت غم نخور


جای قومی که تو را بر حیله شیطان فروخت


در میان قلب زهرا هست جایت غم نخور


داده ام در کوچه ها من کار ها یاد حسن


می شود او در نبود من عصایت غم نخور


خم به ابرویت نیاور در شب تدفین من


زیر تابوت من ای شاه ولایت غم نخور